کوثر - کوثر - نجف ... کوثر به گوشم

هیچ‌کس را جز یاران حسین راهی به‌سوی حقیقت نیست..."شهید سیدمرتضی‌آوینی"

خدایا من حسین را دوست دارم...
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
 

یاهادی

آمدم بر درگهت از نو مسلمانَ‌م کنی        با نگاه حضرت عباس، سلمانَ‌م کنی

___________________________________

پ.ن: استاد پناهیان میگفتن: "محرم هرکی آدم نشه، ماه رمضون قطعاً آدم نمیشه! برو جایی که روضه بهتر میخونن حالا سخنران هم خوب بود باشه. البته درستش اینه که قبلا سخنرانی هامون رو گوش کرده باشیم الان تو محرم فقط بریم روضه و روضه و روضه... مبادا شب های محرم و صفر توخونه بمونین! برین یه جا روضه. یه روزی یه بچه طلبه اینو به شما گفتا! هم اون دنیا اثرش رو درک میکنین هم دراین دنیا میبینین چه اثری در آماده شدن برای ظهور داره... قدم برمیداری میری مجلس نوره...قدم بردار! قدم! "

چی میتونم بگم جزاینکه بگم خیلی التماس دعا چون: هرکه مُحرِم به محرّم شده مَحرم باشد...


 
 
کمی بیاندیشیم
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸
 

یا هادی


"من جوانان بسیاری را دیده‌ام، حالا افراد مسن که جای خود دارد. که حتی مطالعۀ کتاب رمان راهم میل ندارند! کتاب رمان را یک هفت هشت صفحه می‌خوانند و می‌گویند حوصله نداریم؛ درحالیکه حاضرند بیست دقیقه، یا نیم‌ساعت بنشینند و تبلیغات تلویزیون را، که قبل از شروع فیلم سینمایی پخش می‌شود، تماشا کنند! حاضر نیستند در این بیست دقیقه، حتی همان کتاب رمان را بخوانند؛ حالا نمی‌گوییم کتاب اجتماعی، کتاب سیاسی، یا کتاب علمی، این ناشی از چیست؟ ناشی از عدم اعتیاد به کتاب است. مردم میل به کتاب‌خوانی  ندارند؛ برای این باید فکری بکنید."

امام خامنه ای

دیدار با دست‌اندرکاران برگزاری هفتۀ‌کتاب ٧۶/٨/١٩

==============

پ.ن: نگاهی به تاریخ این فرمایش حضرت آقا بیندازید! جدیدا در هنگام شنیدن یا خواندن بعضی سخنان ایشون خصوصا در باب مطالعۀ کتاب، همون حسی را پیدامیکنم که هنگام مطالعۀ نهج‌البلاغه پیدا میکنم... غریت موج میزند... بیشتر از ١٠ سال از بیان بعضی دغدغه‌ها و حتی دستوالعمل‌ها و راهکارهایی که داد‌ه‌اند میگذرد ولی یا خیلی اندک به آنها توجه شده یا اصلا توجه نشده... این جمله‌شون که خوبه، خیلی‌هایش را که میخوانی می‌خواهی به حال آخر و عاقبتِ حرف نشنوی‌های خود و مسئولین زاربزنی...


 
 
امیری علی و نعم الامیر...
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸
 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی علیه‌السلام

سلام ای آقای خوبی‌ها

سلام برتو ای میزبان کربلا و نجف

سلام بر تو ای مولای غریب و مظلوم تاریخ...

سید و مولای‌من، شمارا و خدای‌شمارا سپاس‌میگویم ازاینکه توفیق درک این غدیر را بر کوثر کوچکتان عطا نمودید... روزهاست که رنگ و بوی دلم با شنیدن نام شما دگرگون‌میشود و زمزمۀقلبم نام مبارک شماست... از محرم سال گذشته پای‌منبر استادپناهیان دردلم آرزوها برای این غدیر پرورش دادم و من غافل چه‌میدانستم که شما مولای مهربانم اینگونه بر قلب من اشراف دارید که چنین میزبان کوثر کوچکتان میشوید و حواله‌های اینچنین نیکو نثارم‌میکنید... مولای‌من ازاینکه توفیق ذره‌ای خدمت به این بندۀ سراپاتقصیر عطاکردید اگر تا آخر عمر شکرتان کنم بازهم کم است... چه‌کار ازمن برمی آید جز تحفه‌های ناقابل، که در قالب نمازهایی دست و پا شکسته نثارتان کنم... دعای‌من برای شما کجا و دعای‌شما برای حقییر کجا... مولای‌من، شمارا و خدای شمارا هزاران هزار بار سپاس میگویم که این غدیر بهترین غدیر عمر کوتاه من بود... مولای‌مهربانم لطفتان را با امضای آخر بر حقم تمام کنید... من دردمند و آرزومند و درحسرت 5حرف‌سرخم... پس مولای‌من خودتان کمکم کنید تاجوانی‌ام را تمام و کمال و به بهترین حال نثار شما و خاندان پاکتان کنم و در آخر در همین جوانی... قابلم بدانید و بخریدم

==================

پ.ن: نمی دانم چگونه است که چند مدتی‌است اینگونه حال‌و هوای دلم درهم‌وبرهم شده‌است!88/8/8 همه‌اش درفکر غدیر بودم و امروز وقتی به یاد مولاامیرالمونین تا آمدم در ابتدای نام‌کتابی، نام مولا را بنویسم، ناخودآگاه نوشتم السلام علیک یا ثارالله... پس عجب نیست که وقتی زمزمه لبم شده است "امیری حسین و نعم‌الامیر" هنگام نوشتن این پست ناخوداگاه بنویسم "امیری علی و نعم الامیر". یاران‌همراه و شیعیان مولا امیرالمونین علی علیه‌السلام: این روز را از صمیم قلبم خدمتتان تبریک میگویم و امیدوارم همچنانکه امروز دعاگوی شما بودم، حقییر را هم از دعای خیرتان محروم نگردانید.


 
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد انجوی‌نژاد رو چقدر میشناسی؟
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
 

یاهادی 

اگه چیزی از ایشون میدونی بنویس، با اشتیاق میخونم

حتی در قالب یک جمله

برای دیدن پاسخ دوستان ادامه مطلب را ببینید


 
 
حدیث به زبان انگلیسی
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸
 

  In The name of Allah

"Jealousy consumes faith like fire consumes dry wood"
 
Imam baqir As

پ ن: ترجمه اون حدیث بالایی اینه: حسادت ایمان رو میسوزونه همونطور که آتیش چوب خشک رو میسوزونه! چند هفته ای بود سلسله مباحث "رهایی از ولایت طاغوت" سه شنبه ها در دانشگاه تهران برگزار میشد واقعا واقعا واقعا مفید بود. الان چند روزی هست که هرروز از کانال 3 داره پخش میشه حدودای ساعت 12 . حالا چرا اینو گفتم؟ چون استادپناهیان خیلی قشنگ رابطه بین حسادت و ولایت گریزی رو بیان کردند و گفتند هیچ صفتی به قدرت و سرعت "حسادت" ایمان رو از بین نمیبره!

- تاریخ امروز هم تاریخ جالبیه برای خودشا  نه؟  دوشنبه  88/9/9 السلام علیک یا..... تو باشی به کی سلام میکنی؟


 
 
5 درس آموزنده
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
 

یا هادی


1- امام جعفر صادق علیه‌السلام حکایت نماید:
روزى پدرم - امام‌محمّدباقر علیه‌السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون: در آغوش گرفتن، روى زانو نشاندن، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى کردن، که نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم. با این که مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلکه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است. این برخورد یکسان من با آن ها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف علیه‌السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود. و خداوند حکیم داستان حضرت یوسف علیه‌السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان کرده است تا آن که حسادت و کینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه‌السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(1)

2- همچنین حضرت صادق‌آل‌محمّد صلوات‌اللّه‌علیهم حکایت‌فرمود: روزى شخصى نزد پدرم، امام‌محمّد‌باقر علیه‌السلام آمد، پدرم از او سؤ ال نمود: آیا ازدواج کرده اى ؟
آن شخص گفت: خیر.
پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را که در آن است، دوست ندارم اگر یک شب را بدون همسر باشم؛ بدان که عظمت و فضیلت آن به قدرى است که دو رکعت نماز شخص متاءهّل افضل است از یک شبانه روز عبادت و روزه یک فرد مجرّد.
و پس از آن پدرم، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش که رسول‌خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله مى فرماید: همسرى انتخاب کنید که هم شاءن خودتان باشد که در توسعه روزى مفید مى‌باشد.(2)

3- روزى برادر امام‌محمّدباقر علیه‌السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین که نشستند، امام علیه‌السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.
یکى از افراد گفت : یاابن رسول اللّه! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟
حضرت فرمود: بلى.
افراد سؤ ال کردند: آن چیست؟
حضرت فرمود: آن که هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى؛ و چون خواستند سفره را جمع کنند (الحمدللّه) بگوئى؛ و دیگر آن که هرکس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده کند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(3)

4- یکى از اصحاب امام‌محمّدباقر علیه‌السلام که در کوفه، مکتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یکى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى کرد. پس از گذشت چند روزى از این جریان، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد. و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه‌السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر که در خلوت مرتکب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى؟ آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سکوت، با دست هایش، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نکن و از کردار خویش توبه نما.(4)

5- امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود:
از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه‌السلام شنیدم، که مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشکلات و سختى هائى را تحمّل مى کنم که از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد. و سپس حضرت فرمود: هر که در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل کند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدائى مى شود، که در رکاب حضرت‌رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله شهید شده‌باشند.(5)

منبع:
چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر (علیه‌السلام)، عبداللّه صالحى

______________________________________

پ.ن:

شهادت امام باقر علیه‌السلام را به پیشگاه قطب عالم امکان تسلیت عرض میکنم.

این چند روز خیره مانده‌ام به صفحه دسکتاپم که چند ماهیست متبرک به تصویری مزین به نام زیبای امام باقر علیه‌السلام شده‌است... انگار تازه فهمیده‌ام که آقا، یادگار دردانه‌ای از کربلا بوده‌اند... و خوشحالم که این هفته تقویم ذهنی‌ام یک روز از تقویم جیبی‌ام جلوتر بود و باعث شد تا دو روز برای آقای مظلومم سیاه بپوشم... چون این سیاه‌پوشی، دلم را هوایی محرم کرده‌است و تلنگری شد برای شروع ساختن ظرفی برای جمع کردن باران معرفت عاشورا... السلام علیک یا ثارالله...