کوثر - کوثر - نجف ... کوثر به گوشم

هیچ‌کس را جز یاران حسین راهی به‌سوی حقیقت نیست..."شهید سیدمرتضی‌آوینی"

و ناگهان ساندیس وارد ادبیات سیاسی کشور شد..
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩
 

بسم رب الشهدا

 

… و ناگهان ساندیس وارد ادبیات سیاسی کشور شد و راه یافت به ابیات شعر شاعر. من شاهد بودم. من شهید بودم. شهد ساندیس از عسل شیرین تر است. ارزان تر از آب معدنی. گواراتر از زمزم. و آنانی که از جمهوری اسلامی بریده اند، دلم سخت می سوزد برای شان. گیرم دنیا را هم به آدمی بدهند؛ این لذتش بیشتر است یا وقتی که هنگام دیدن خامنه ای از صدا و سیما ناخواسته گریه می کنی؟ گیرم بی بی سی برایت دست بزند، این لذتش بیشتر است یا وقتی که با پیراهن مشکی برای حسین سینه می زنی؟ کدام صدای دنج از ضرب سنج زیباتر است؟ بکوب ای عشق که سینه من “طبل المتین” محرم است. ای نی، می شنوم؛ برایم روضه بخوان و بگو از گلوی بریده… از حنجره ای سرخ…

________________________________________

پ.ن:

خواستم از ان نمازجمعۀ تاریخی که در فضای مه‌آلود88 همان سال هشتاد و اشک به امامت حضرت‌ماه خواندیم بنویسم، خواستم از خاطرات آن ماه‌پیمایی 9دی‌مان در خیابانهای همان تهرانی بنویسم که بخاطرش چندماه بود که وقتی برای اردوهای‌جهادی به روستایی می‌رفتیم شرمم می‌آمد از آن‌که بگویم از آن‌جا آمده‌ام بنویسم. خواستم از حضرت‌ماه بنویسم و اشکی و عشقی که هر روز فروزان‌تر از دیروز در دلم برایش زبانه می‌کشد بنویسم، خواستم از دق‌دلی‌هایی که از آن پرسه در مه زنندگان و جنابان ستون و جام زهر و ساکت و گم‌شدگانِ خاندانِ نبوت داشتم و دارم بنویسم اما دیدم هیچ‌کس بهتر از حسین قدیانی حرفِ دلِ 9دیِ ما بسیجیان‌ امام‌خامنه‌ای را نزده: