کوثر - کوثر - نجف ... کوثر به گوشم

هیچ‌کس را جز یاران حسین راهی به‌سوی حقیقت نیست..."شهید سیدمرتضی‌آوینی"

88/8/8
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸
 

بسم الله الرحمن الرحیم



السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

نمی دانم چرا با اینکه روز میلاد امام رضا علیه‌السلام بود ولی همه‌اش به یاد روز عیدغدیر بودم...

السلام علیک یا علی بن ابیطالب...

به امید روزی که بی سیم دلم خش خش کند

و بشنوم که دارند از راه دور صدایم میکنند: کوثر کوثر نجف... کوثر کوثر کربلا

______________

پ.ن: در تاریخ ٧٧/٧/٧ با دوستان دورانِ اول نوجوانی قرار گذاشتیم که در تاریخ ٨٨/٨/٨ هرجا و در هر موقعیتی که بودیم به وعده‌گاه بیاییم... تلاشم را کردم ولی اگر قرار بود به قرار برسم الان باید در قطار می‌بودم و از آنجایی که الان در قطار نیستم پس به قرار نخواهم رسید... دلم گرفت اما با خودم گفتم بیایم و در این تاریخ یعنی همین روزی که حدود ٨دقیقه است که واردش شده‌ام، یک قراری با حضرت امام رضا علیه السلام بگذارم برای تاریخ "..." چون ایشان که مشکل مکان و زمان ندارند که به قرار نرسند تنها مشکلی که ممکن است پیش بیاید "منیتِ" من است که انشاالله از امروز بیشتر از قبل سعی‌ام را در مهارش میکنم. نمی‌دانم چرا ولی احساس می‌کنم این جمعه، جمعه ای خاص است و روزیست متفاوت. تمی‌دانم چرا اینقدر حال و هوای دلم درهم‌و‌برهم است...ندای مناجات امیرالمومنین را در کنار گوشم میگذارم ولی کمیل می‌خوانم! آخر امشب شب جمعه است، شبِ جمعه‌ی٨٨/٨/٨

- این مطلب رو پرشن بلاگ ننوشته ولی ما که بخیل نیستیم گذاشتیم به اسم اون تموم بشه ولی از اونجایی که "الریاء سنتی"!!! دیدیم گربۀ وجودمون١ دارحال خودکشی است که شما خواننده‌ی گرامی یک وقت اشتباه نکنید!

١ به قول شهید مطهری در یکی از کتاب هایشان دیدم که به این مضمون میگفتند گاهی ما وقتی یک کار خوب میکنیم انگار که یک گربه را در درون گونی انداخته باشند و این گربه میخواهد یک جوری خودش را  ازین گونی بیرون بیاندازد، ما هم گاهی گربۀ وجودمون بهمون فشار میاره و میخواهیم یک جوری بگوییم که این کار خوب را ما انجام دادیم مبادا در کارنامه‌ی اعمالمان یک کار نیکِ بی‌ریا بنویسند!!!