کوثر - کوثر - نجف ... کوثر به گوشم

هیچ‌کس را جز یاران حسین راهی به‌سوی حقیقت نیست..."شهید سیدمرتضی‌آوینی"

امیری علی و نعم الامیر...
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸
 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی علیه‌السلام

سلام ای آقای خوبی‌ها

سلام برتو ای میزبان کربلا و نجف

سلام بر تو ای مولای غریب و مظلوم تاریخ...

سید و مولای‌من، شمارا و خدای‌شمارا سپاس‌میگویم ازاینکه توفیق درک این غدیر را بر کوثر کوچکتان عطا نمودید... روزهاست که رنگ و بوی دلم با شنیدن نام شما دگرگون‌میشود و زمزمۀقلبم نام مبارک شماست... از محرم سال گذشته پای‌منبر استادپناهیان دردلم آرزوها برای این غدیر پرورش دادم و من غافل چه‌میدانستم که شما مولای مهربانم اینگونه بر قلب من اشراف دارید که چنین میزبان کوثر کوچکتان میشوید و حواله‌های اینچنین نیکو نثارم‌میکنید... مولای‌من ازاینکه توفیق ذره‌ای خدمت به این بندۀ سراپاتقصیر عطاکردید اگر تا آخر عمر شکرتان کنم بازهم کم است... چه‌کار ازمن برمی آید جز تحفه‌های ناقابل، که در قالب نمازهایی دست و پا شکسته نثارتان کنم... دعای‌من برای شما کجا و دعای‌شما برای حقییر کجا... مولای‌من، شمارا و خدای شمارا هزاران هزار بار سپاس میگویم که این غدیر بهترین غدیر عمر کوتاه من بود... مولای‌مهربانم لطفتان را با امضای آخر بر حقم تمام کنید... من دردمند و آرزومند و درحسرت 5حرف‌سرخم... پس مولای‌من خودتان کمکم کنید تاجوانی‌ام را تمام و کمال و به بهترین حال نثار شما و خاندان پاکتان کنم و در آخر در همین جوانی... قابلم بدانید و بخریدم

==================

پ.ن: نمی دانم چگونه است که چند مدتی‌است اینگونه حال‌و هوای دلم درهم‌وبرهم شده‌است!88/8/8 همه‌اش درفکر غدیر بودم و امروز وقتی به یاد مولاامیرالمونین تا آمدم در ابتدای نام‌کتابی، نام مولا را بنویسم، ناخودآگاه نوشتم السلام علیک یا ثارالله... پس عجب نیست که وقتی زمزمه لبم شده است "امیری حسین و نعم‌الامیر" هنگام نوشتن این پست ناخوداگاه بنویسم "امیری علی و نعم الامیر". یاران‌همراه و شیعیان مولا امیرالمونین علی علیه‌السلام: این روز را از صمیم قلبم خدمتتان تبریک میگویم و امیدوارم همچنانکه امروز دعاگوی شما بودم، حقییر را هم از دعای خیرتان محروم نگردانید.