کوثر - کوثر - نجف ... کوثر به گوشم

هیچ‌کس را جز یاران حسین راهی به‌سوی حقیقت نیست..."شهید سیدمرتضی‌آوینی"

5 درس آموزنده
نویسنده : کوثر به گوشم - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
 

یا هادی


1- امام جعفر صادق علیه‌السلام حکایت نماید:
روزى پدرم - امام‌محمّدباقر علیه‌السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون: در آغوش گرفتن، روى زانو نشاندن، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى کردن، که نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم. با این که مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلکه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است. این برخورد یکسان من با آن ها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف علیه‌السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود. و خداوند حکیم داستان حضرت یوسف علیه‌السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان کرده است تا آن که حسادت و کینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه‌السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(1)

2- همچنین حضرت صادق‌آل‌محمّد صلوات‌اللّه‌علیهم حکایت‌فرمود: روزى شخصى نزد پدرم، امام‌محمّد‌باقر علیه‌السلام آمد، پدرم از او سؤ ال نمود: آیا ازدواج کرده اى ؟
آن شخص گفت: خیر.
پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را که در آن است، دوست ندارم اگر یک شب را بدون همسر باشم؛ بدان که عظمت و فضیلت آن به قدرى است که دو رکعت نماز شخص متاءهّل افضل است از یک شبانه روز عبادت و روزه یک فرد مجرّد.
و پس از آن پدرم، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش که رسول‌خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله مى فرماید: همسرى انتخاب کنید که هم شاءن خودتان باشد که در توسعه روزى مفید مى‌باشد.(2)

3- روزى برادر امام‌محمّدباقر علیه‌السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین که نشستند، امام علیه‌السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.
یکى از افراد گفت : یاابن رسول اللّه! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟
حضرت فرمود: بلى.
افراد سؤ ال کردند: آن چیست؟
حضرت فرمود: آن که هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى؛ و چون خواستند سفره را جمع کنند (الحمدللّه) بگوئى؛ و دیگر آن که هرکس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده کند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(3)

4- یکى از اصحاب امام‌محمّدباقر علیه‌السلام که در کوفه، مکتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یکى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى کرد. پس از گذشت چند روزى از این جریان، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد. و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه‌السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر که در خلوت مرتکب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى؟ آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سکوت، با دست هایش، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نکن و از کردار خویش توبه نما.(4)

5- امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود:
از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه‌السلام شنیدم، که مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشکلات و سختى هائى را تحمّل مى کنم که از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد. و سپس حضرت فرمود: هر که در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل کند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدائى مى شود، که در رکاب حضرت‌رسول صلى‌الله‌علیه‌وآله شهید شده‌باشند.(5)

منبع:
چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر (علیه‌السلام)، عبداللّه صالحى

______________________________________

پ.ن:

شهادت امام باقر علیه‌السلام را به پیشگاه قطب عالم امکان تسلیت عرض میکنم.

این چند روز خیره مانده‌ام به صفحه دسکتاپم که چند ماهیست متبرک به تصویری مزین به نام زیبای امام باقر علیه‌السلام شده‌است... انگار تازه فهمیده‌ام که آقا، یادگار دردانه‌ای از کربلا بوده‌اند... و خوشحالم که این هفته تقویم ذهنی‌ام یک روز از تقویم جیبی‌ام جلوتر بود و باعث شد تا دو روز برای آقای مظلومم سیاه بپوشم... چون این سیاه‌پوشی، دلم را هوایی محرم کرده‌است و تلنگری شد برای شروع ساختن ظرفی برای جمع کردن باران معرفت عاشورا... السلام علیک یا ثارالله...