کرم هایی در آرزوی پروانه شدن...

ابتدای طواف، همان جایی که به یک باره اشاره همه بر روی نقشۀ حرم رفت به سمت صحن انقلاب

 

متن عهدنامه ای که قبل از حرکت برای امام رضا علیه السلام نوشتیم و امضا کردیم

درکنار تسبیحی که صبح آن روز یک جانباز در آسایشگاه جانبازان مشهد به ما هدیه داد

خلاقیت گروه کرمهای سرخ کرده در پیمان بستن! صحن انقلاب

بعد از امضا کردن عهدنامه را بردیم خدمت آقا در کنار پنجره فولاد..

پنجره فولاد رضا برات کربلا میده..

و این هم همان نقشه حرم مطهری که حالا حکم نقشۀ گنج را برایمان پیدا کرده است

لینک دانلود مداحی که شد همه دار و ندار گروهمان:

http://www.upcenter.ir/uploads/1343110834.mp3

/ 11 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حریم

بسم الله نور سلام بانو خوبی؟ بالاخره تونستیم این یه وب رو حفظ کنیم .اینبار هنوز نزدن داغون کنن.تا داغه یه سر بیا پیش ما ......یهو دیدی مارو دوباره فرستادن هواها:)) ادرسش اینه http://deedeban313.wordpress.com/ از این به بعد هم دیده بان در خدمتتونه دوست داشتی لینک کن عزیز تو این ایام مارو تو دعاهای خیرت به یاد داشته باش فعلا یا علی[گل]

من یک مسافرم

چه آرزوی قشنگی ایشالا همه به آرزوهای خوبشون برسن [چشمک]

مهدی

باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند یاد تو افتادم جایی که مداح خواند: من میخوام زیبا بمیرم، عین عاشقا بمیرم.. یا امام رضا حقا که اذن دخول حرمِ تو یا ابالفضله... ممنون از حضورت[گل]

محمد محسن

به نام خدا سلام عجب بانوان کماندویی ، اين نمونه ي دست روي دست گذاشتن رو تا حالا نديده بودم ! خودكار سبزتونم خيلي خوشرنگه ! ان شا الله توفيق پايداري و صبر در راه حق هم عنايت كنه حضرت حق به جمعتون ، التماس دعا دوست داشتين سري به وب منم بزنين

حریم

بسم الله نور نه خیر بانو،من همونم که تو جشن غدیر ودیعه پیچوندی سوال منو ،یادته؟!!من همونم که تو همایش جنگ نرم باهات اومدم که تنها نباشی،بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تو چرا همش منو یادت می ره هان؟؟؟؟؟اینبار که ببینمت حالتو می گیرم که بیایی مکتوبش رو اینجا ثبت کنی صلوات ها رو هم برم نفرستادی یادت باشه. خب فک کنم دیگه همه پت مته رو ریختم رو اب اخییییش دلم خنک شد:)))) یه سر به ما بزن بی مرام

حریم

بسم الله نور سلام علیک و رحمه الله خانم ...افسر جوان جنگ نرم،خوب نیست ادم اینقده شیطون باشه ها[نیشخند]خداییش من موندم با این جوابت چی بهت بگم....اخه اون جور که شما نوشتی انگار با هم دیگه دعوا کردیم نه اینکه علیه اون مردک(ببخشید حرمت کلام رعایت نشد ،حقشه [شیطان] )البته دعوای باحالی هم بود،خلاصه اش اینکه نپیچون،ما دوباره رفتیم هوا نگی نگفتیا [لبخند] این شبا مارو دعا کن عزیز

میم . ب . مهاجر

زیارت قبول. پیمانتان مستدام.

آبی

«اگر سوالی بی‌جواب ماند، جور کردنِ استادش بامن! (البته همان‌جا زیرزیرکی به امام رضا گفتم حالا من یک حرفی زدم که جمع ازهم نپاشد وگرنه شما که می‌دانید چیزی در چنته ندارم! جور کردنِ استادش باخودتان آقا)» استاد پیدا کردین؟ اگه نه، من سراغ دارم. خواهرم مدرس سیر مطالعاتی شهید مطهری هستن. اینم وب‌نوشتش: سنا sanaa.blogsky.com

آبی

راستی تو اون عکسه که انگشتاتونو گذاشتین رو زمین دارین کلاغ پر بازی می‌کنین؟ [نیشخند]

50

سلام خاانوم...چه خوشحالم اینجا هم فعالی! آدرست رو از فروغ گرفتم...ایشالله همیشه پابند باشید به عهد قشنگتون...یاد اون سه تا نوجوون شهید میندازه آدمو! سر بزن به رفیق سه روزه ات